حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦
میخورد ، گاهی یک زندگی یک روزه یا دو روزه یا پنج روزه یک نفر که ممکن است شرح آن بیش از پنج صفحه نباشد ، آنچنان درخشان است که امکان دارد به اندازه دهها کتاب ارزش آن شخص را ثابت بکند ، و جناب ابوالفضل العباس چنین شخصی بود . سن ایشان در کربلا در حدود ٣٤ سال بوده است و دارای فرزندانی بودهاند که یکی از آنها به نام عبیدالله بن عباس بن علی بن ابیطالب است و تا زمانهای دور زنده بوده است . نقل میکنند که روزی امام زین العابدین چشمشان به عبیدالله افتاد ، خاطرات کربلا به یادشان افتاد و اشکشان جاری شد . جناب ابوالفضل در وقت شهادت امیرالمؤمنین ، کودکی نزدیک به حد بلوغ ، یعنی در سن چهارده سالگی بوده است . من از " ناسخ التواریخ " الان یادم هست که جناب ابوالفضل در جنگ صفین حضور داشته اند . ولی چون هنوز نابالغ و کودک بودهاند ( حدود دوازده سال داشتهاند ، زیرا جنگ صفین تقریبا سه سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین است ) ، امیرالمؤمنین به ایشان اجازه جنگیدن ندادهاند . همین قدر یادم هست که نوشته بود ایشان در جنگ صفین در عین اینکه کودک بودند ، سوار بر اسب سیاهی بودند . بیش از این چیزی ندیدم . ولی این موضوع را خیلیها نوشتهاند ، در مقاتل معتبر این مطلب را نوشتهاند که امیرالمؤمنین علی علیه السلام یک وقتی به برادرشان عقیل فرمودند برای من زنی انتخاب کن که « ولدتها الفحوله » یعنی نژاد از شجاعان برده باشد . عقیل که برادر امیرالمؤمنین است ، نسابه است ، نسب شناس و نژادشناس بوده و عجیب هم نژاد شناس بوده و قبائل و پدرها و مادرها و