حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
ابوالفضل هم در آن وقت کودک نبوده ، یک نوجوان اقلا پانزده ساله بوده است . میبینید که چگونه قضیهای را جعل کردند . آیا این قضیه در شان امام حسین است ؟ ! و غیر از دروغ بودنش ، اصلا چه ارزشی دارد ؟ آیا این شان امام حسین را بالا میبرد یا پائین میآورد ؟ مسلم است که پایین میآورد ، چون یک دروغ به امام نسبت دادهایم و آبروی امام را بردهایم ، طوری حرف زدهایم که امام را در سطح بیادبترین افراد مردم پائین آوردهایم . در حالی که پدری مثل علی مشغول حرف زدن است ، تشنهاش میشود ، طاقت نمیآورد که جلسه تمام شود و بعد آب بخورد ، همانجا حرف آقا را میبرد و میگوید من تشنهام ، برای من آب بیاورید ! نمونه دیگری که تحریف و جعل کردند این است که قاصدی برای اباعبدالله علیه السلام نامهای آورده بود و جواب میخواست ، آقا فرمود که سه روز دیگر بیا از من جواب بگیر . سه روز دیگر که سراغ گرفت ، گفتند : آقا حرکت کردند و امروز عازم رفتن هستند . او هم گفت پس حالا که آقا میروند ، بروم ببینم جلال و کوکبه پادشاه حجاز چگونه است . رفت و دید آقا خودش روی یک کرسی نشسته و بنیهاشم روی کرسیهای چنین و چنان . بعد محملهائی آوردند ، چه حریرها ، چه دیباجها ، چه چیزها در آنجا بود . بعد مخدرات را آوردند و با چه احترامی سوار این محملها کردند . اینها را میگویند تا ناگهان به روز یازدهم گریز میزنند و میگویند اینها که در آن روز چنین محترم آمدند روز یازدهم چه حالی داشتند . حاجی نوری میگوید : این حرفها یعنی