حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١
یک خوش صدا میشنود جوردیگری بر قلبش اثر میگذارد تا از یک بد صدا . در یکی از مجالس دیدم یک پیرمردی به اصطلاح شعار میدهد ، که نمیدانم بیچاره فلج بود ، زبان نداشت ، چطور بود که یک کلمه که میخواست بگوید ، مثلا میخواست صلوات بفرستد ، خودش هم تکان میخورد ، با یک وضع مسخره و خندهآوری . پیش خودم گفتم سبحان الله ! دیگر جز این ، کس دیگری نمیشود شعار صلوات را بدهد ؟ آیا ما باید بد صداترین افراد را در این موارد انتخاب بکنیم ؟ سعدی داستانی ذکر میکند : میگوید مؤذن بد صدایی بود در فلان شهر ، داشت با صدای بدی اذان میگفت ، یک وقت دید یک یهودی برایش هدیهای آورد ، گفت این هدیه ناقابل را قبول میکنی ؟ گفت چرا ؟ گفت یک خدمت بزرگی به من کردی . چه خدمتی ؟ من که خدمتی به شما نکردهام . گفت من دختری دارم که مدتی بود تمایل به اسلام داشت ، از وقتی که تو اذان میگویی و اللهاکبر را از تو میشنود ، دیگر از اسلام بیزار شده ، حال این هدیه را آوردهام برای اینکه تو خدمتی به من کردی و نگذاشتی این دختر مسلمان بشود. این خودش مسئلهای است . بوعلی سخن بسیار عالی و لطیفی دارد در مقامات العارفین راجع به اینکه تجمع روحی به چه وسیله برای انسان پیدا میشود ، عواملی را ذکر میکند ، از آن جمله میگوید : الکلام الواعظ من قائل زکی " سخن واعظی که در درجه اول پاک باشد " . اینها را که