حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦
سنین چهل پنجاه سالگی به یک شکلی میمردند ، و این ، یکی به خاطر همین نبودن بلندگو بود که اینها میبایست زیاد فریاد بکشند . اتومبیل هم که نبود تا بعد سوار اتومبیل گرم میشوند ، سوار قاطر یا الاغ میشدند و این در زمستان برای آنها خیلی بد بود . اغلب آنها در سنجوانی از بین میرفتند . بلندگو به فریاد اینها رسید ) ولی هنوز بلندگو شایع نشده بود . قرار بود من در یک مجلس معظم صحبت بکنم ، بلندگو هم گذاشته بودند . قبل از من آقائی رفت منبر ، همینکه رفت منبر گفت این گور شیطان را از اینجا ببرید . گورشیطان را برداشتند بردند . ما دیدیم اگر بخواهیم تحمل بکنیم و حرف نزنیم ، این گورشیطان را بردند و بعد از این هم نمیشود از آن استفاده کرد . گفت تا رفتم و نشستم روی منبر گفتم آن زینشیطان را بیاورید . غرض این است که این چنین جمودفکریها و خشکمغزیها بیمورد است ، بلندگو تقصیری ندارد . رادیو و تلویزیون و فیلم فیحدذاته تقصیری ندارند . محتوی چه باشد ؟ آنکه گفته میشود در رادیو چه باشد ؟ آنچه که گفته و نشان داده میشود در تلویزیون چه باشد ؟ آنچه که ارائه میشود در فیلم چه باشد ؟ اینجا دیگر آدم نباید خشکی به خرج بدهد و چیزی را که فیحدذاته حرام نیست و مشروع است ، به صورت یک چیز نامشروع جلوه بدهد . حالا برای اینکه بدانید در تاریخ اسلام از همان وسائلی که در آن زمان بوده است چه استفادههائی شده است و همان وسائل چه نقش فوقالعادهمؤثری در رساندن پیام اسلام داشتهاند ، به این نکته توجه بفرمائید ، هیچ وقت