حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١
احساسی است ، از نظر احساسی بسیار قوی است . این محتوا ، عملی است و با زندگی عملی سر و کار دارد ولی آن محتوا تحمیلی است . حرف اول اسلام ، مثل آب در گلوی یک تشنه ، به گوارایی نفوذ میکند . میگوید عقل ، و با عقل خدا و توحید را اثبات میکند . ولی مسیحیت ، حرف اولش این است که عقل را کنار بگذار و بگو تثلیت ! ایام ، ایام محرم است و ما این بحث را طرح کردهایم برای اینکه پیام حسینی را به مردم برسانیم و بعد بیان کنیم که نهضت حسینی چگونه پیام رسان اسلام بود ، چگونه امام حسین توانست با نهضت خودش پیام اسلام را به جهان و جهانیان برساند . امام حسین علیه السلام در هشتم ذی الحجه ، در همان جوش و خروشی که حجاج وارد مکه میشدند و در همان روزی که باید به جانب منا و عرفات حرکت کنند ، پشت به مکه کرد و حرکت نمود و آن سخنان غرای معروف را که نقل از سید بن طاووس است ، انشاء کرد . منزل به منزل آمد تا به نزدیکیهای سر حد عراق رسید . در کوفه حالا چه خبر است و چه میگذرد خدا عالم است . داستان عجیب و اسف انگیز جناب مسلم در آنجا رخ داده است . امام حسین علیه السلام در بین راه شخصی را دیدند که از طرف کوفه میآید به این طرف ( در سرزمین عربستان جاده و راه شوسه نبوده که از کنار یکدیگر رد بشوند . بیابان بوده است ، و افرادی که در جهت خلاف هم حرکت میکردند ، با فواصلی از یکدیگر رد میشدند ) ، لحظهای توقف کردند به علامت اینکه من با تو کار دارم ، و میگویند این شخص امام حسین علیه السلام را میشناخت و از