حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
کند که من رفتم . دیگر بیش از این حرفی نیست . این مقدار استغناء قطعا در دنیا نظیر ندارد . از این بالاتر ، شب عاشورا است که اصحاب و اهل بیتش را جمع میکند و از آنها تمجید و تشکر میکند . بعد به آنها میگوید : بدانید از همه شما متشکر و ممنونم ، ولی بدانید که دشمنان با شما کاری ندارند ، و اگر بخواهید بروید مانع شما نمیشوند ، من هم از نظر شخص خودم که با من بیعت کردهاید بیعت خودم را از دوش شما برداشتم و محظور بیعت هم با من ندارید ، هر کس میخواهد برود آزاد است . حسین علیهالسلام از اهل بیت و اصحابی که درباره آنها گفته است که اهل بیتی بهتر و باوفاتر از اینها سراغ ندارم ، این مقدار استغناء نشان میدهد و هرگز سخنانی از این قبیل که من را تنها نگذارید ، من غریبم ، مظلومم ، بیچارهام نمیگوید . البته تکلیف دین خدا را بر نمیدارد ، لذا با افراد که اتمام حجت میکرد ، اگر در آنها تمایل به ماندن نمیدید به آنها میگفت از این صحنه دور بشوید زیرا که من نمیخواهم شما به عذاب الهی گرفتار شوید ، چون اگر از کسی استمداد بکنم و او صدای استمداد مرا بشنود و مرا مدد نکند ، خداوند او را به عذاب جهنم مبتلا خواهد کرد . این درس استغناء درس کوچکی نبود . همین استغناء بود که بعدها روحیه استغناء به وجود آورد و چقدر قیامها و نهضتها به وجود آمد . حسینبنعلی ( علیهماالسلام ) درس غیرت به مردم داد ، درس تحمل و بردباری به مردم داد ، درس تحمل شدائد و سختیها به مردم داد . اینها برای