حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤
که بعدا اجتماع در خودش احساس شخصیت کرد . مسئله احساس شخصیت مسئله بسیار مهمی است . از این سرمایه بالاتر برای اجتماع وجود ندارد که در خودش احساس شخصیت بکند ، احساس منش بکند ، برای خودش ایدهآل داشته باشد و نسبت به اجتماعهای دیگر حس استغناء و بینیازی داشته باشد ، یک اجتماع اینطور فکر بکند که خودش و برای خودش فلسفه مستقلی در زندگی دارد و به آن فلسفه مستقل زندگی خودش افتخار و مباهات بکند ، و اساسا حفظ حماسه در اجتماع یعنی همین که اجتماع از خودش فلسفهای در زندگی داشته باشد و به آن فلسفه ایمان و اعتقاد داشته باشد ، و او را برتر و بهتر و بالاتر بداند و به آن ببالد . وای به حال آن اجتماعی که این حس را از دست بدهد ، این یک مرضاجتماعی است و این غیر از آن " خودی " اخلاقی است که بد است و نفسپرستی و شهوتپرستی است . اگر اجتماعی این منش را از دست داد و احساس نکرد که خودش فلسفه مستقلی دارد که باید به آن فلسفه متکی باشد ، و اگر به فلسفه مستقل زندگی خودش ایمان نداشته باشد ، هر چه داشته باشد از دست میدهد ، ولی اگر این یکی را داشته باشد ولی همه چیزهای دیگر را از او بگیرند باز روی پای خودش میایستد . یعنی یگانه نیروئی که مانع جذب شدن ملتی در ملت دیگر و یا فردی در فرد دیگر میشود ، همین احساس منش و شخصیت است . معروف است که آلمانیها گفتهاند ما در جنگ دوم همه چیز را از دست دادیم ، مگر یک چیز را که همان شخصیت خودمان بود و چون شخصیت خودمان را از دست ندادیم همه چیز را دوباره به دست آوردیم