حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
است . در بین راه نیز خطابه میخواند و میفرماید : « الا ترون ان الحق لا
یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه » [١] ، بعد در آخرش میفرماید :
« انی لا اری الموت الا سعادش و لا الحیوش مع الظالمین الا برما » [٢] من
مردن را برای خودم سعادت ، و زندگی با ستمگران را موجب ملامت میبینم .
اگر بخواهم همه سخنان او را بیان کنم طولانی میشود . میپردازم به شب
عاشورا و به نکتهای اشاره میکنم که معمولا به این نکات کمتر توجه میکنیم
.
هر کس دیگری ، هر شخصیت تاریخی ، در شرایطی قرار بگیرد که حسینبنعلی
علیهما السلام در شب عاشورا قرار گرفت ، یعنی در شرایطی که تمام راههای
قوت و غلبه ظاهری بر دشمن بر او بسته باشد ، و قطعا بداند که خود و
اصحابش بدست دشمن کشته میشوند ، در چنین شرایطی زبان به شکایت باز
میکند و این را تاریخ گواهی میدهد . جملاتی میگویند نظیر : تف بر این
روزگار ، افسوس که طبیعت با من مساعدت نکرد . میگویند وقتی ناپلئون در
مسکو دچار آن حادثه شد ، گفت : افسوس که طبیعت چند ساعت با من
مخالفت کرد . دیگری دستش را بهم میزند و میگوید : روی تو ای روزگار
سیاه باد که ما را به این شکل در آوردی .
١ و[٢] بحارالانوار ، ج ٤٤ ، ص ٣٨١ و تحفالعقول ، ص ١٧٦ و اللهوف ، ص ٣٣ و مقتل الحسین ، مقرم ، ص ٢٣٢ و تاریخ طبری ، ج ٦ ، ص ٢٢٩ و تاریخ ابنعساکر ، ج ٤ ، ص ٣٣٣ و کشف الغمه ، ج ٢ ، ص . ٣٢