حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
علی ( ع ) از آن جنبه ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار
بگیرد ؟ چرا شعارهائی که به نام حسینبنعلی ( علیهماالسلام ) میدهیم و
مینویسیم ، از صفحه تاریک عاشورا گرفته شود ؟ چرا ما صفحه نورانی این
داستان را کمتر مطالعه میکنیم ، در حالی که جنبه حماسی این داستان صد
برابر بر جنبه جنائی آن میچربد . و نورانیت این حادثه بر تاریکی آن خیلی
میچربد پس باید اعتراف کنیم که یکی از جانیهای بر حسین بن علی ( علیهما
السلام ) ما هستیم که از این تاریخچه فقط یک صفحهاش را میخوانیم ، و
صفحه دیگرش را نمیخوانیم . جانیهای بر امامحسین ( ع ) آنهائی هستند که
این تاریخچه را از نظر هدف منحرف کرده و میکنند .
حسین ( ع ) را یک روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند ، اما حسین (
ع ) که فقط این تن نیست ، حسین ( ع ) که مثل من و شما نیست ، حسین ( ع
) یک مکتب است و بعد از مرگش زندهتر میشود . دستگاه بنیامیه خیال کرد
که حسین ( ع ) را کشت و تمام شد ، ولی بعد فهمید که مرده حسین ( ع ) از
زنده حسین ( ع ) مزاحمتر است ، تربت حسین ( ع ) کعبه صاحبدلان است .
زینب هم به یزید همین را گفت . گفت اشتباه کردی ، « کد کیدک واسع
سعیک ، ناصب جهدک فوالله لا تمحواذ کرنا ، و لا تمیت وحینا » ، [١]
هر نقشهای که داری بکار ببر ولی مطمئن باش تو نمیتوانی برادر مرا بکشی و
بمیرانی ، برادر من زندگیش طور دیگر است ، او نمرد ، بلکه زندهتر شد .
در آن وقت مرثیه گوها مثل مرثیه گوهای حالا نبودند . " کمیت " مرثیهگو
بود ، " دعبل خزائی " مرثیه گو بود . همان دعبلخزائی که گفت پنجاهسال
است که من دار خودم را بدوش کشیدهام . او طوری مرثیه میگفت که تخت
خلفای
[١] بحارالانوار ، ج ٤٥ ، ص ١٣٥ و اللهوف ، ص . ٧٧