حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
از ماوراءالنهر و از یک ملت دیگری بوده و رستم از ملت ایران بوده است ، قهرا دلمان میخواهد که همیشه تفوق مال رستم باشد ، و افسانهساز هم داستانها و افسانهها را چنان ساخته است که با ذائقه ما جور در بیاید ، یعنی همیشه آن طرف مغلوب و محکوم و این طرف غالب و قاهر باشد . این حماسه ها ، حماسههای قومی است ، یعنی اختصاص به یک قوم و نژاد معین و یک آبوخاک معین دارد . اما مطلب در مورد حسین علیهالسلام غیر از این است . حسین ( ع ) یک شخصیت حماسی است اما نه آنطور که جلالالدین خوارزمشاه یک شخصیت حماسی است و نه آنطور که رستم افسانهای یک شخصیت حماسی است . حسین ( ع ) یک شخصیت حماسی است ، اما حماسه انسانیت ، حماسه بشریت ، نه حماسه قومیت . سخن حسین ( ع ) ، عمل حسین ( ع ) ، حادثه حسین ( ع ) ، روح حسین ( ع ) ، همه چیز حسین ( ع ) هیجان است ، تحریک است ، درس است ، القاء نیروست ، اما چهجور القاء نیروئی ؟ چهجور درسی ؟ آیا از آن جهت که مثلا به یک قوم بخصوص منتسب است ؟ ! یا از آن جهت که شرقی است ؟ یا از آن جهت که مثلا عرب است و غیر عرب نیست ؟ ! یا به قول بعضی از ایرانیها از آن جهت که مثلا زنش ایرانی است ؟ ! اساسا در وجود حسین ( ع ) یک چنین حماسههائی نمیتواند وجود داشته باشد و علت شناخته نشدن حسین ( ع ) هم همین است . چون حماسه او بالاتر و مافوق اینگونه حماسههاست ، کمتر افراد میتوانند او را بشناسند . حالا ببینیم که واقعا چطور است ؟ شما