حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
و سپاه معاویه میشود ، علی ( ع ) روی حسابخودش حاضر نیست که شروع
کننده جنگ باشد و تمام کوشش این است که تا حد ممکن مشکلات و اختلافات
را حل بکند ، بلکه بتواند معاویه و یارانش را به اصطلاح روبراه بکند ،
ولی یک وقت متوجه میشود که آنها پیشدستی کردهاند و شریعه ، یعنی جائی
که میشود از فرات آب برداشت را گرفتهاند . علی علیهالسلام سعی میکند با
مذاکره مسئله را حل کند ، و پیغام میدهد که هنوز بنای جنگ نیست و
میخواهیم مذاکره کنیم بلکه مسئله با مذاکره حل بشود . ولی طرف مقابل
قبول نکرد ، بنابراین یا اصحابش باید از تشنگی از پا در بیایند و یا
باید جنگید . جنگی که دشمن شروع کرده است .
در " نهج البلاغه " است که علی علیهالسلام در مقابل جمعیت ، ناراحت
و عصبانی از اینکار میایستد و یک خطبه چندسطری میخواند ، میفرماید :
« قد استطعموکم القتال » [١] اینها گرسنه جنگند و از شما غذا میخواهند
اما از دم شمشیر ، « فاقروا علی مذلة ، و تأخیر محلة ، او رووا السیوف
من الدماء ترووا من الماء » [٢] لشکریانم ! نمیگویم بروید بجنگید ،
بروید یکی از این دو راه را انتخاب کنید : یا تن به ذلت بدهید که آب
را ببرند و شما نگاه کنید ، یا اینکه این تیغها را از خون این ناکسان
سیراب کنید تا خودتان سیراب شوید .
« فالموت فی حیاتکم مقهورین ، و الحیاش فی موتکم قاهرین » [٣]
زندگی این است که بمیرید ولی فائق باشید و مردن این است که زنده
١ و ٢ و[٣] نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه ٥١ ، صفحه . ١٣٨