حماسه حسینی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢
دارند ، یکی از آنها این است که معمولا مؤسس یا مؤسسین و صاحبانمجالس ، چه آنهایی که در مساجد و چه آنهایی که بالخصوص در منزلشان مجلسی بر پا میکنند ، در حدودی که من تجربه دارم ( استثناء ندارد ) آن چیزی را که میخواهند ازدحام جمعیت است ! اگر جمعیت ازدحام کند راضی هستند اگر ازدحام نکند راضی نیستند ! این نقطه ضعف است . این جلسات برای این نیست که جمعیت ازدحام کند . مگر ما میخواهیم سان ببینیم ، مگر ما میخواهیم رژه برویم ؟ ! هدف ، آشنا شدن با حقایق است ، مبارزه کردن با تحریفات است . این یک نقطه ضعف است که گوینده در مقابل آن قرار میگیرد . آیا با این نقطه ضعف مبارزه کند یا از این نقطه ضعف مانند تاجنیشابوری استفاده کند ! اگر بخواهد با این نقطه ضعف مبارزه کند ، با هدف صاحب مجلس و هدف مستمعین که از جمع شدن دور یکدیگر و شلوغ شدن خوششان میآید ، ناسازگار است ، اگر هم بخواهد از این نقطه ضعف استفاده کند ، فقط در فکر این است که چه کار کنم تا جمعیت ، بیشتر جمع شود . اینجاست که یک عالم بر سر دو راهی قرار میگیرد . حالا که اینها احمق هستند ، چنین نقطه ضعفی دارند ، من از این نقطهضعف استفاده و بهرهبرداری کنم یا علیرغم وجود این نقطه ضعف ، با آن مبارزه کنم و به دنبال حقیقت بروم ؟ نقطه ضعف دومی که در مجالس عزاداری هست و بیشتر از ناحیه عوامالناس است و خوشبختانه کمتر شده است ، مسئله " شومر و واویلا " بپا شدن است . منبری در آخر منبرش حتما باید ذکر مصیبت کند و در