قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
این موضوع به چشم میخورد :
در دعاهای شبهای ماه مبارک رمضان میخوانیم : " « اللهم برحمتک فی
الصالحین فادخلنا ، و فی علیین فارفعنا » " و بعد میرسیم : " « و قتلا
فی سبیلک مع و لیک فوفق لنا » " خدایا ! به ما توفیق بده که در راه تو
و بهمراه ولی تو کشته بشویم و به فیض شهادت نائل گردیم .
این نشاط را در جوانشان میبینیم ، در پیرشان میبینیم ، در سیاهشان
میبینیم ، در سفیدشان میبینیم ، در همه شان میبینیم . گاهی میآمدند حضور
رسول اکرم و میگفتند : یا رسول الله خیلی دلمان میخواهد که در راه خدا
شهید بشویم دعا کن خدا شهادت را در راه خودش را نصیب ما کند .
در سفیة البحار ، داستانی از مردی به نام " خیثمه " و یا " خثیمة "
نقل میکند که چگونه پدر و پسری برای نوبت گرفتن در شهادت با یکدیگر
منازعه داشتند . مینویسد که هنگامی که جنگ بدر [١] پیش آمد ، این پسر
و پدر با همدیگر مباحثه و مشاجره داشتند : پسر میگفت ، من میروم به جهاد
و تو در خانواده بمان و پدر میگفت : خیر ، تو بمان من میروم بجهاد . پسر
میگفت من میخواهم بروم کشته بشوم ! پدر میگفت من میخواهم بروم کشته
بشوم ! آخرش قرعه کشی کردند ، و قرعه به نام
[١] احتمالا جنگ دیگری غیر از جنگ بدر بوده است .