قیام و انقلاب مهدی

قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١

و جالب را از دست نداده باشیم ، تعادل بعد از نوسانات افراطی و تفریطی‌ را " سنتز " اصطلاح کنیم و دو حالت مزبور را تز و آنتی تز . همچنانکه میتوانیم این قرارداد اصطلاحی را در مورد کلمه خوش آهنگ و زیبای " دیالکتیک " اعمال نمائیم و همه اینگونه جریانها را جریان " دیالکتیکی " بنامیم . برای یک ادیب و نویسنده ، دشوار است که از این واژه زیبا و خوش‌ آهنگ چشم بپوشد : این واژه قسمتی از موفقیتهای خویش را از طنین خود دارد ، نه از هسته اصلی محتوای خود . چه مانعی هست که هر فکر مبتنی بر اصل حرکت و اصل تضاد را - ولو فاقد هسته اصلی آن باشد که در صفحات پیش‌ شرح داده شد - فکر دیالکتیکی بنامیم .

دو تلقی از انسان

این دو نوع بینش درباره حرکت تکاملی تاریخ ، نتیجه دو نوع تلقی از انسان و هویت واقعی او و استعدادهای نهفته او است . بنابر یکی از این‌ دو تلقی ، انسان در ذات خود فاقد شخصیت انسانی است . هیچ امر ماوراء حیوانی در سرشت او نهاده نشده است ، هیچ اصالتی در ناحیه ادراکات و بینشها و یا در ناحیه احساسات و گرایشها ندارد . بنابراین