قیام و انقلاب مهدی

قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١

در این که آیه قرآن مجید تاریخ را به عنوان یک درس و یک منبع معرفت‌ و شناسائی ، یک موضوع تفکر و مایه تذکر و آیینه عبرت یاد می‌کند جای‌ تردید نیست . ولی آیا قرآن به تاریخ به چشم فردی می‌نگرد یا به چشم‌ اجتماعی ؟ آیا قرآن تنها نظرش این است که زندگی افرادی را برای عبرت‌ سایر افراد طرح کند یا نظرش به زندگی جمعی است ، لااقل زندگی جمعی نیز منظور نظر قرآن هست ؟ و به فرض دوم آیا از قرآن می‌توان استنباط کرد که‌ جامعه ، مستقل از افراد ، حیات و شخصیت ومدت و اجل و حتی شعور و ادراک و وجدان و ذوق و احساس و نیرو دارد یا نه ؟ و بنابراین فرض آیا از قرآن کریم می‌توان استنباط کرد که بر جامعه‌ها و اقوام و امم " سنت " ها و روش‌ها و قوانین معین و مشخص و یکسانی حاکم است یا نه ؟ البته بررسی کامل این مطلب نیازمند به رساله‌ای جداگانه است ، این جا به طور اختصار عرضه می‌دارم که پاسخ هر سه پرسش مثبت است [١] .
قرآن کریم لااقل در بخشی از عبرت آموزیهای خود


[١] رجوع شود به تفسیر المیزان جلد ٤ ص ١٠٢ و جلد ٧ ص ٣٣٣ و جلد ٨ ص‌ ٨٥ جلد ١٠ ص ٧١ - ٧٣ و جلد ١٨ ص . ١٩١ ( متن عربی ) .