قیام و انقلاب مهدی

قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢

مذهب شیعه از مسلمات شمرده می‌شود . اکنون به تحلیل اصل مطلب بپردازم . اول باید مساله مرگ و شهادت را از جنبه فردی بررسی کنیم . آیا مرگ فی حد ذاته برای فرد ، امری مطلوب است ؟ موفقیت است ؟ آیا دیگران باید مرگ او را برایش موفقیت به شمار آورند و نوعی قهرمانی به‌ حساب آورند ؟ می‌دانیم که مکتبهائی در جهان بوده‌اند - شاید همین الان هم باشند - که‌ رابطه انسان را با جهان و به تعبیر دیگر رابطه روح را با بدن ، از نوع‌ رابطه زندانی با زندان ، و رابطه آدم در چاه افتاده با چاه ، و رابطه مرغ‌ با قفس می‌دانسته‌اند . قهرا از نظر این مکتبها ، مردن خلاصی و آزادی است‌ ، خودکشی مجاز است . می‌گویند " مانی " مدعی معروف پیغمبری چنین‌ نظریه‌ای داشت . طبق این نظریه ، ارزش مرگ ، ارزش مثبت است ، مرگ‌ برای هر کس باید امر مطلوبی باشد ، مرگ هیچکس تأسف ندارد ، آزادی از زندان و بیرون آمدن از چاه و شکسته شدن قفس تأسف ندارد ، شادی دارد . نظریه دیگر اینست که مرگ ، عدم و نیستی است ، فنای کامل است ، " نابودی " است . بر عکس ، زندگی ، وجود و هستی است ، " بود " است . بدیهی و بلکه غریزی است که هستی بر نیستی ، بود بر نبود ، ترجیح دارد . زندگی هر چه باشد و به هر