قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١
ملتی دیگر ، برداشتش از شهادت ، موفقیت است و عکسالعملش جشن و شادی است و نتیجه آن برداشت و این عکسالعمل ، روحیه نیرومند و اعتلا جوست . این بود حاصل اشکال و ایرادی که آن شخص و اشخاص دیگر گرفته و میگیرند . من میخواهم همین مساله را تحلیل کنم و ثابت کنم که اتفاقا قضیه بر عکس است ، شادی کردن در شهادت شهید از بینش فردگرائی مسیحیت ناشی میشود و گریه بر شهید از بینش جامعه گرائی اسلام . البته من در مقام توجیه عمل عوام الناس که خود قبلا انتقاد کردم نیستم . گفتم که برخی از مردم ما به امام حسین فقط به چشم یک آدم نفله شده و یک مظلوم که کشته شدنش صرفا ترحم انگیز است و از ناحیه او هیچ اقدام قهرمانانه و تحسین آمیز صورت نگرفته است مینگرند . من در مقام توضیح فلسفه اصلی توصیههائی هستم که از طرف پیشوایان ما در مورد گریه بر شهید وارد شده است . و البته افرادی که با فرهنگ اسلامی عمیقا آشنا هستند ، با توجه به همین فلسفه در عزاداری ابا عبدالله شرکت مینمایند . من نمیدانم که مساله جشن و شادمانی به نام شهادت مسیح از چه زمانی و وسیله چه کسی ابداع شده است ؟ اما میدانیم که در اسلام گریه بر شهید توصیه شده است ، لااقل در