قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
بدی دارد . موجب ضعف و تاخر و انحطاط ملتهائی است که به این کارها عادت کردهاند . یادم هست ، در ایام تحصیل و اقامتم در قم ، کتابی از محمد مسعود نویسنده معروف آن زمان میخواندم که در آن کتاب به مناسبتی مساله گریه مردم شیعه را بر امام حسین مطرح کرده بود و مقایسه کرده بود با روش مسیحیان درباره شهادت مسیح ( البته به عقیده خودشان ) که روز شهادت مسیح را جشن میگیرند ، نه اینکه به عزا بنشینند . نوشته بود ببینید ، یک ملت بر شهادت شهیدش میگرید زیرا شهادت را شکست و نامطلوب و امری نبایستی و موجب تأسف میپندارد ، و ملتی دیگر برای شهادت شهیدش جشن میگیرد . زیرا آنرا موفقیت و مطلوب و مایه سر افرازی و افتخار میشمارد . ملتی که هزار سال بر شهادت شهیدش بگرید و متأسف شود و آه و ناله سردهد ناچار ملتی زبون و بی دست و پا و فرار کن از معرکه بار میآید ، ولی ملتی که هزار سال و دو هزار سال شهادت شهیدش را جشن میگیرد ، خواه ناخواه ملتی قوی و نیرومند و فداکار میگردد . برداشت یک ملت از شهادت ، شکست است و عکسالعملش درباره این شکست آه و ناله و گریه است و نتیجه آن برداشت و این عکسالعمل ضعف و زبونی و تسلیم گرائی . اما