قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣
٣ - مرگهائی که پای یک جنایت در کار است . یعنی مرگهائی که از طرف مقتول هیچ عملی صورت نگرفته است و قاتل صرفا به موجب هوی و هوس خود که وجود طرف را مزاحم منافع خود تشخیص میدهد او را هدف قرار میدهد . در روزنامهها مکرر میخوانیم که فلان زن فرزند خردسال شوهرشرا سربه نیست کرد ، فقط به خاطر اینکه مورد علاقه شوهرش بوده است و میخواسته قلب شوهر منحصرا در تملک خودش باشد . یا فلان مرد به دلیل اینکه فلان زن عشق او را نپذیرفته است او را کشته است . یا در تاریخ میخوانیم که فلان حکمران همه فرزندان حکمران دیگر را قتل عام کرده است که در آینده رقابت نکنند . در اینگونه جریانها در ناحیه قاتل ، جنایت و خباثت وجود دارد و عملش نفرت انگیز تلقی میشود و در ناحیه مقتول ، مظلومیت ، بی دخالتی ، نفله شدن ، هدر رفتن وجود دارد و عکسالعملش در انسانهای دیگر تأسف و ترحم است . بدیهی است که اینچنین مردن در عین اینکه تأسف انگیز و ترحم خیز است ، تحسین آمیز نیست ، افتخار شمرده نمیشود ، زیرا مقتول به هیچ وجه دخالتی نداشته است . حسادت ، عداوت و حقارت طرف موجب شده که بی سبب کشته شود . ٤ - مرگهائی که خود آن مرگها " جنایت " است :