قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥
است ، نه شخصیت بالفعل دارد و نه شخصیت بالقوه . پایه و اساس شخصیتش با عوامل اجتماعی ، مخصوصا عوامل اقتصادی پی ریزی میشود . از اینرو هر نوع و هر شکل شخصیتی به او داده شود از نظر او که ماده خام و ظرف خالی بی پیش نیست بی تفاوت است . نسبت او با همه شکلها و همه مظروفها علی السویه است . از این جهت انسان شبیه یک نوار خالی است که هر چه در او ضبط شود از نظر ذات نوار بی تفاوت است . ولی از نظر بینش انسانی و فطری ، هر چند انسان در آغاز پیدایش ، شخصیت انسانی بالفعل ندارد ، ولی بذر یک سلسله بینشها و یک سلسله گرایشها در نهاد او نهفته است . انسان نه مانند ماده خام و یا ظرف و نوار خالی است که تنها خاصیتش پذیرندگی از بیرون است ، بلکه مانند یک نهال است که استعداد ویژهای برای برگ و بار ویژهای در او نهفته است . نیاز انسان به عوامل بیرون نظیر نیاز ماده خام به عامل شکل دهنده نیست بلکه نظیر نیاز یک نهال به خاک و آب و نور و حرارت است که به کمک آنها مقصد و راه و ثمرهای که بالقوه در او نهفته است به فعلیت برساند . حرکت انسان به سوی کمالات انسانیش از نوع حرکت دینامیکی است نه از نوع حرکت مکانیکی . اینست که انسان باید