قیام و انقلاب مهدی

قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢

آقا این کار منطقی نیست ، و راست هم می‌گفتند ، منطقی نبود ، با منطق‌ آنها که منطق یک انسان عادی معمولی است که بر محور مصالح و منافع خودش‌ فکر میکند و منطق منفعت و منطق سیاست است ، آمدن ابا عبدالله منطقی‌ نبود ، امام حسین یک منطق بالاتری دارد ، منطق او منطق شهید است ، منطق‌ شهید مافوق منطق افراد عادی است . " عبدالله بن عباس " و " محمد بن حنیفه " آدمهای کوچکی نبودند ، اینها افراد سیاستمدار روشن بینی بودند و از نظر منطق آنها یعنی از نظر منطق سیاست و منفعت ، از نظر منطق هوشیاری بر اساس منافع فردی و پیروزی شخصی بر رقیبان ، واقعا هم آمدن ابا عبدالله محکوم بود . ابن‌ عباس یک راه سیاسی زیر کانه‌ای پیشنهاد کرد از نوع همان راهها که معمولا افراد زیرک که مردم را وسیله قرار می‌دهند عمل می‌کنند . و آن اینکه مردم‌ را جلو می‌اندازند و خودشان عقب می‌ایستند ، اگر مردم پیش بردند ، آنها از نتیجه عمل مردم بهره‌مند می‌شوند و اگر شکست خوردند آنها زیانی‌ نبرده‌اند . گفت مردم کوفه به شما نوشته‌اند که ما آماده نصرت تو هستیم . شما بنویسید به مردم کوفه ، که عمال یزید را از آنجا بیرون کنند و وضع‌ آنجا را آرام نمایند ، ( بگیر و ببیند و بده بدست من پهلوان ) ! یکی از دو کار خواهد شد : یا این کار را می‌کنند ، یا نمی‌کنند ، اگر اینکار را کردند ،