قیام و انقلاب مهدی

قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦

اینرو مساوی با " شدن " یعنی حرکت است . هر چیز لزوما نفی خود را در درون خود می‌پرورد و سپس متحول به آن می‌گردد ، آن نیز به نوبه خود چنین‌ جریانی طی می‌نماید و به این ترتیب طبیعت و تاریخ همواره از میان اضداد عبور می‌کنند . از نظر این مکتب تکامل ، جمع میان دو ضد است که یکی به‌ دیگری تبدیل شده است . اصل تضاد به معنی جنگ اجزاء طبیعت با یکدیگر و احیانا ترکیب آنها با یکدیگر اصلی است کهن ، آنچه در تفکر دیالکتیکی تازگی دارد و از مختصات‌ این طرز تفکر است ، این است که نه تنها میان اجزاء طبیعت جنگ و تضاد هست ، در درون هر جزء تضاد وجود دارد و این تضاد به صورت جنگ عوامل نو و رشد یابنده با عوامل کهنه و درحال زوال است و منتهی به پیروزی نیروهای‌ در حال رشد می‌گردد . اینست دو چیزی که باید هسته اصلی و ما به الامتیاز تفکر دیالکتیکی از غیر دیالکتیکی شمرده شود . بنابراین سخت اشتباه است که هر مکتبی را که به اصل حرکت و یا اصل‌ تضاد میان اجزاء طبیعت قائل باشد دارای تفکر دیالکتیکی بدانیم . برخی در مورد تفکر اسلامی دچار چنین اشتباهی