قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
تلقی اگر پرسیده شود انسان ایدهآل ، انسان کامل ، انسان نمونه ، آنچه انسان باید آن باشد و فعلا نیست چیست ؟ پاسخ اینست که هیچ چیز ، هر چه محیط به او بدهد همان است که باید باشد . " خود " انسان چیست که اگر از او گرفته شود از خود بیگانه شده است ؟ باز پاسخ اینست که هیچ چیز یک ماده خام . به هر صورت و هر شکلی که در آید صورت خود اوست . بنابراین تلقی آنچه در انسان اصالت دارد و به صورت غریزه در او موجود است جنبههای حیوانی او است . از اینرو انسان موجودی است اسیر منافع مادی ، محکوم جبر ابزار تولید ، در اسارت شرائط مادی اقتصادی ، وجدانش ، تمایلاتش ، قضاوت و اندیشهاش ، انتخابش ، جز انعکاسی از شرائط طبیعی و اجتماعی محیط نیست ، آیینهای است که جز محیط خود را نمیتواند منعکس سازد ، طوطیی است که در پس آیینه شرائط محیط قرار گرفته است ، و بر خلاف اجازه محیط طبیعی و اجتماعی کوچکترین جنبشی نمیتواند بکند ، ماده خامی است که در او اقتضای حرکت به سوی مقصد و هدف ویژهای نیست . اما بنابر تلقی فطری از انسان ، انسان موجودی است دارای سرشت الهی ، مجهز به فطریت حقجو و حق طلب ، حاکم