قیام و انقلاب مهدی

قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨

قاطع این مطلب را ادا می‌کنند که برای کسانی که مستقیما اطلاعی ندارند تردیدی باقی نمی‌ماند . اینان منطق صوری ارسطوئی را متهم می‌کنند که بر اساس اصول سه گانه نامبرده است . افرادی که تحت تأثیر این گفته‌ها قرار می‌گیرند ، اگر از اسلام هیچگونه‌ اطلاعی نداشته باشند پیش خود صغری و کبری تشکیل می‌دهند به این ترتیب که‌ اسلام چون دین است پس جنبه متافیزیکی ( ماوراء الطبیعی ) دارد و تفکرش‌ تفکر متافیزیکی است ، و تفکر متافیزیکی مبتنی بر اصل ثبات ، و اصل‌ گسستگی ، و اصل امتناع تضاد است ، پس تفکر اسلامی هم مبتنی بر این سه‌ اصل است . گروه دیگر که با تعلیمات اسلامی آشنائی دارند و در آن تعلیمات اثری از آن سه اصل نمی‌بینند ، بلکه بر خلاف آن را مشاهده می‌کنند ، ولی باور دارند که تفکر متافیزیکی مبتنی بر سه اصل نامبرده است ، مدعی می‌شوند که تفکر اسلامی تفکر متافیزیکی نیست ، و از طرف دیگر چون فکر می‌کنند دو نوع تفکر بیشتر وجود ندارد : متافیزیکی و دیالکتیکی ، پس نتیجه می‌گیرند که تفکر اسلامی تفکر دیالکتیکی است . همه این اشتباهات و خلط مبحثها از اعتماد بی جا