قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
شدهاند . این گروه چون در تعلیمات اسلامی به اصل حرکت و تغییر و صیرورت برخوردهاند که " « الا الی الله تصیر الامور »" همه چیز به سوی خدا صیرورت مییابد . و همچنین در این تعلیمات اصل تضاد را یافتهاند نظیر آنچه که درباره انسان آمده که ترکیبی از عقل و نفس و یا از روح و لجن است ، جزما ادعا کردهاند که تفکر اسلامی تفکری دیالکتیکی است . حال آن که لازمه تفکر دیالکتیکی این است که حتی حقایق را ( اصولی که ذهن به عنوان حقایق جهان تشخیص میدهد ) موقت و نسبی بدانیم و این بر خلاف ضرورت اسلام است که به یک سلسله اصول و حقایق جاودان قائل است ، به علاوه لازمه این طرز تفکر اینست که حرکت طبیعت و تاریخ را لزوما به صورت مثلث " تز - آنتی - تز - سنتز " یعنی به صورت عبور از میان اضداد بدانیم . تعلیمات اسلامی با این مطلب نیز موافقت ندارد . حقیقت اینست که طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک این اشتباه را به وجود آوردهاند . اینان در گفتارهای خود که هیچگاه از چاشنی تبلیغ خالی نیست - تفکر غیر دیالکتیکی را تفکر متافیزیکی میخوانند ، و مدعی میشوند که تفکر متافیزیکی ، اجزاء طبیعت را ثابت و ساکن ، مجزا و بی ارتباط با یکدیگر ، خالی از هر نوع تضاد میداند ، و چنان با لحن