قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
ثالثا - حرکت از تضاد ناشی میشود ، تضادها کشمکشها پایه حرکتها است ، همانطوریکه " هراکلیت " یونانی در دو هزار و پانصد سال پیش گفته است : " نزاع ، مادر پیشرفتها است " تضادها به این صورت پدید میآید که هر چیز طبعا گرایشی به سوی ضد خود و نفی کننده خود دارد و آن را در درون خود میپرورد . هر چیز در حالی که خود را " اثبات " میکند ، " انکار " خود را نیز در بر دارد . هر چیز در عین اینکه هست ، نیست ، زیرا عامل فنا و نیستی خود را نیز همراه دارد . با رشد عوامل نفی کننده ، در درون شی دو دسته عوامل صف آرائی میکنند ، عوامل اصلی و اثباتی که میخواهد شیء را در حالی که هست نگهدارد ، و عوامل نفی کننده که میخواهد آن را تبدیل به نفی خودش بکند . رابعا - جدال درونی اشیاء رو به تزاید است و شدت مییابد تا به اوج خود یعنی آخرین حد اختلاف و کشمکش میرسد ، به نقطهای میرسد که تغییرات کمی در یک حالت انقلابی و جهشوار تبدیل به تغییر کیفی میشود و کشمکش به سود نیروهای نو و شکست نیروهای کهن پایان مییابد و شیء یک سره به ضد خود تبدیل میشود . پس از آن که شیء تبدیل به ضد خود گردید ، بار دیگر همان جریان صورت میگیرد ، یعنی این مرحله نیز به نوبه