قیام و انقلاب مهدی

قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢

زندگی اقوام و امتها را به عنوان مایه تنبه برای اقوام دیگر مطرح می‌کند : « تلک امة قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا تسئلون عما کانوا یعملون »[١] : آنان امت و جامعه‌ای بودند که گذشتند و رفتند ، آنان‌ راست دستاوردهای خودشان و شما راست دستاوردهای خودتان ، شما مسؤول‌ اعمال آنان نیستید ( تنها مسؤول اعمال خود هستید ) .
قرآن مکرر در تعبیرات خود موضوع حیات و مدت و اجل اقوام و امتها را طرح کرده است ، مثلا می‌گوید : « ولکل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون‌ ساعة و لا یستقدمون »[٢] : زندگی هر امتی را پایانی است ، پس هرگاه‌ پایان عمرشان فرا رسد ، نه ساعتی دیرتر بپایند و نه ساعتی زودتر فانی‌ گردند .
قرآن کریم این گمان را که اراده‌ای گز افکار ، و مشیتی بی قاعده و بی‌ حساب سرنوشتهای تاریخی را دگرگون می‌سازد به شدت نفی می‌کند و تصریح‌ می‌نماید که قاعده‌ای ثابت و تغییر ناپذیر بر سرنوشتهای اقوام حاکم است ، می‌فرماید : « فهل ینظرون الاسنة الاولین فلن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلا »[٣] : آیا این مردم جز سنت و روشی که بر اقوام‌


[١] بقره / ١٣٤ و . ١٤١ [٢] اعراف / ٣٤ و نحل / . ٦١ [٣] فاطر / . ٤٣