قیام و انقلاب مهدی

قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥

وطن ، برای خویشان و دوستان می‌طپد ، و همچنین آن کشاورز دائما در اندیشه‌ آن روزی است که کارش به پایان برسد و محصول خویش را به خانه خود ببرد . این دانش آموز در عین اینکه آرزوی وطن مانند آتشی در درونش شعله‌ می‌کشد ، با آن مبارزه می‌کند ، زیرا نمی‌خواهد تحصیلش را نیمه تمام بگذارد و همچنین آن کشاورز هرگز کار و وظیفه خود را فدای آن آرزو نمی‌کند . اولیاء الله به منزله همان دانش آموز موفقند که انتقال به جهان دیگر که نامش مرگ است ، برای آنها یک آرزو است ، آرزوئی که لحظه‌ای قرار برای آنها باقی نمی‌گذارد و به گفته علی علیه السلام : اگر نبود که خداوند اجل معین برای آنها نوشته است طرفة العینی روحهای آنها در بدنهایشان از شوق ثوابها و خوف عقابها باقی نمی‌ماند . در عین حال اولیاء الله هرگز به استقبال مرگ نمی‌روند ، زیرا می‌دانند تنها فرصت کار و عمل و تکامل ، همین چیزی است که نامش را عمر گذاشته‌ایم ، می‌دانند هر چه بیشتر بمانند بهتر کمالات انسانی را طی می‌کنند ، بکلی با مرگ مبارزه می‌کنند و از خداوند متعال همواره طول عمر طلب‌ می‌کنند . می‌بینیم که طبق این نوع بینش ، محبوب بودن و مطلوب بودن و مورد آرزو بودن مرگ برای اولیاء الله ، با