قیام و انقلاب مهدی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
شما راحت میروید و کارها را در دست میگیرید و اگر اینکار را نکردند به محظوری گرفتار نشدهاید . اعتنا نکرد به این حرف ، گفت من میروم ، گفت کشته میشوی ، گفت کشته شدم که شدم ، گفت آدمیکه میرود و کشته میشود ، زن و بچه با خودش نمیبرد ، فرمود زن و بچه را هم باید با خودم ببرم . آری منطق شهید منطق دیگری است ، منطق شهید ، منطق سوختن و روشن کردن است ، منطق حل شدن و جذب شدن در جامعه برای احیای جامعه است . منطق دمیدن روح به اندام مرده ارزشهای انسانی است . منطق حماسه آفرینی است . منطق دورنگری بلکه بسیار دورنگری است . اینکه هالهای از قدس دور کلمه " شهید " را فراگرفته است و این کلمه در میان همه کلمات عظیم وفخیم و مقدس ، وضع دیگری دارد برای همین جهت است . اگر بگویم قهرمان ، ما فوق قهرمان است ، بگویم مصلح ما فوق مصلح است ، هر چه بخواهم بگویم ما فوق اینهاست . " شهید " ، " شهید " ، کلمه دیگری جای این کلمه را هرگز نمیگیرد و نمیتواند بگیرد .