حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٣ - فصل دهم حكمت هاى جامع
٤٠٤. روضة العقلاء و نزهة الفضلاء به نقل از مجاعة بن زبير: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! چه چيزى كمترين است؟ و چه چيزى بيشترين؟ و چه چيزى شيرينترين است؟ و چه چيزى گواراترين؟ چه چيزى مأنوسترين است؟ و چه چيزى وحشتناكترين؟ و چه چيزى نزديكترين؟ و چه چيزى دورترين؟».
لقمان گفت: «كمترين چيز، يقين است. بيشترين چيز، شك است. شيرينترين چيز، نسيم رحمت خداوند عز و جل در بين مردم است كه با آن همديگر را دوست مىدارند. گواراترين چيز، گذشت خدا از بندگانش و گذشت مردم از همديگر است. مأنوسترين چيز، دوست توست، هنگامى كه يك در بر او و بر تو بسته باشد. وحشتناكترين چيز، پيكرى است كه مرده باشد، كه چيزى وحشتناكتر از آن نيست. و نزديكترين چيز، آخرت نسبت به دنياست. و دورترين چيز، دنيا نسبت به آخرت است».
٤٠٥. إحياء علوم الدين: لقمان به پسرش گفت: «... پسرم! هر كه [به ديگرى] رحم كند، رحم مىشود، و هر كه خاموش باشد، سالم مىماند، و هر كه نيكو بگويد، بهرهمند مىگردد، و هر كه بد بگويد، گناه مىكند، و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد، پشيمان مىگردد».
٤٠٦. الدرّ المنثور به نقل از شُرَحبيل بن مُسلم: لقمان گفت: «از لجبازى، كم مىكنم و درباره چيزى كه به من مربوط نيست، سخن نمىگويم و خنده بدون تعجّب نمىكنم و بدون مقصد، راه نمىروم».