حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩ - رمز دستيابى لقمان به حكمت
بنى نحاسى؟
لقمان جواب داد: آرى! او گفت: پس تو همان چوپان سياهى؟
لقمان گفت: سياهىام كه واضح است! چه چيزى باعث شگفتى تو درباره من شده است؟
آن مرد گفت: ازدحام مردم در خانه تو و جمع شدنشان بر درِ خانه تو و قبول كردن گفتههاى تو.
لقمان گفت: برادرزاده! اگر كارهايى كه به تو مىگويم، انجام بدهى، تو هم همينگونه مىشوى.
گفت: چه كارى؟
لقمان گفت: فروبستن چشمم، نگهدارى زبانم، پاكى خوراكم، پاكدامنىام، وفا كردنم به وعده و پايبندىام به پيمان، و مهماننوازىام، پاسداشت همسايهام و رها كردن كارهاى نامربوط. اين، آن چيزى است كه مرا چنين كرد كه تو مىبينى.[١]
و در گزارشى ديگر مىخوانيم:
به لقمان گفته شد: آيا تو برده فلان قبيله نيستى؟
گفت: چرا!
گفته شد: چه چيزْ تو را به اين مقام كه ما مىبينيم رساند؟
گفت: راستگويى، امانتدارى، رها كردن كارهاى نامربوط به من، فرو بستن چشمم، نگهدارى زبانم و پاكى خوراكم. پس هر كه كمتر از اينها داشت، كمتر از من است و هر كه بيشتر داشت، برتر از من است و هر كه همينها را انجام داد، همانند من است.[٢]
[١] البداية و النهاية: ج ٢ ص ١٢٤، تفسير ابن كثير: ج ٦ ص ٣٣٧.
[٢] تنبيه الخواطر: ج ٢ ص ٢٣٠، بحار الأنوار: ج ١٣ ص ٤٢٦ ح ٢١.