حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - فصل دهم حكمت هاى جامع
٣٩٩. شعب الإيمان به نقل از حسن: لقمان به پسرش گفت: «... پسرم! نادان را فرستادهات قرار نده. اگر دانايى براى بردن پيامت نيافتى، خودت فرستاده خودت باش.
پسرم! از دروغ بپرهيز؛ چرا كه مانند گوشت گنجشك، لذيذ است و كمِ آن را نيز كباب مىكنند.
پسرم! بر جنازهها حاضر شو؛ ولى در عروسىها حاضر نشو؛ چرا كه جنازهها آخرت را به يادت مىآورند و عروسىها تو را به دنيا حريص مىگردانند.
پسرم! هنگام سيرى، نخور. آن [لقمه] را اگر براى سگ بيندازى، بهتر از اين است كه بخورى.
پسرم! چنان شيرين نباش كه بلعيده شوى، و چنان تلخ هم نباش كه دور انداخته شوى».
٤٠٠. كنز الفوائد در نقل حكمتها و سفارشهاى لقمان عليه السلام به پسرش: پسرم! نماز را بر پا دار؛ زيرا مَثَل آن در دين، مانند ستون خيمه است كه هرگاه پايدار باشد، ريسمانها و ميخها و سايهبانها سودمند خواهند
بود، وگرنه، ميخ و ريسمان و سايهبان، فايده نخواهند داشت.
پسرم! با دانشمندان، همراهى و همنشينى كن و آنان را در خانههايشان ديدار كن، تا شايد به آنان شبيه بشوى و از زمره آنان گردى.
پسرم! بدان كه من شيره درخت صبر و انواع تلخى را چشيدم؛ ولى چيزى تلختر از فقر نديدم. حال اگر روزى فقير شدى، آن را بين خود و خدا نگه دار و به مردم بازگو نكن، كه نزد آنان خوار مىگردى. آنگاه، از مردم بپرس: آيا كسى هست كه خدا را خوانده باشد، ولى خدا پاسخ او را نداده باشد؟ يا اين كه از او خواسته باشد، ولى بدو نبخشيده باشد؟
پسرم! به خداوند عز و جل اعتماد كن و آنگاه، از مردم بپرس: آيا كسى هست كه به خدا اعتماد كرده باشد، ولى خدا، او را كامياب نگردانده باشد؟
پسرم! بر خدا توكّل كن و آنگاه، از مردم بپرس: كيست كه به خدا توكّل كرده باشد، ولى خدا، او را كفايت نفرموده باشد؟!
پسرم! به خدا خوشگمان باش و آنگاه، از مردم بپرس: چه كسى به خدا خوشگمان شد، ولى خدا چنان نبود كه او گمان مىكرد؟!
پسرم! هر كه خُشنودىِ خدا را مىخواهد، بايد بسيار بر خود، خشم بگيرد و هر كه بر خود خشم نگيرد، پروردگارش را خشنود نمىگرداند، و هر كه خشمش را فرو ننشانَد، دشمنش را به شماتت وا مىدارد.
پسرم! حكمت بياموز تا بزرگ شوى؛ چرا كه حكمت، راهنماى دين است، برده را بر آزادْ شرافت مىدهد، گدا را بر ثروتمندْ برترى مىبخشد، كوچك را بر بزرگْ مقدّم مىدارد، گدا را در مجالس پادشاهان مىنشاند، و شرافتِ شريف و آقايىِ مولا و عظمت ثروتمند را زياد مىكند. چگونه كار دين و دنياى انسان، بدون حكمت سامان
پذيرد، در حالى كه خداوند عز و جل كار دنيا و آخرت را جز با حكمت، سامان نمىبخشد؟! مَثَل حكمتِ بدون طاعت، مانند پيكر بىجان يا مانند خاك بىآب است، و پيكر بىجان و خاك بىآب و حكمت بىطاعت، هيچ كدام فايدهاى ندارند.