حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥ - طول عمر
هيچ كس را از آدميان، عمر، چون لقمان نبوده است. سه هزار سال عمر داشت. چون عمرش به آخر رسيد، ملك الموت بيامد. او را ديد در ميان نيستان نشسته، زنبيل مىبافت. ملك الموت گفت: اى لقمان! سه هزار سال عمر يا فتى. چرا خانهاى نساختى؟
گفت: ابله، كسى كه او را چون تويى در پى بُوَد و او را پرواى خانه ساختن باشد!
در گزارشى ديگر آمده است كه لقمان حكيم، سه هزار و پانصد سال، عمر كرد.
ديگرى گامى فراتر نهاده و گفته است:
لقمان فرزند خويش را از ره پند گفت: چهار هزار سال، چهار هزار پيغمبر را چاكرى كردم ....
گفتنى است كه دليل قاطعى براى اثبات هيچ يك از اين گزارشها وجود ندارد. البتّه دليلى بر نفى آنها هم وجود ندارد؛ ليكن از مجموع آنها به ضميمه برخى احاديث، شايد بتوان طولانى بودن عمر وى را اثبات كرد.[١]
[١] به نظر مىرسد كه بعضى از مورّخان، بين لقمان حكيم و لقمان بن عاد كبير( صاحب كركسان) فرق نگذاشتهاند و آن دو را يكى دانستهاند؛ در حالى كه لقمان بن عاد كبير، در زمان هود عليه السلام و لقمان حكيم در عصر حضرت داود عليه السلام زندگى مىكرده است. پيامبرىِ هود عليه السلام، طبق برخى گزارشها، حدود هشتصد سال پيش از بعثت داود عليه السلام است و با توجّه به جوانىِ لقمان در زمان داود عليه السلام، روشن است كه اين دو نمىتوانند يكى باشند.
طول عمر لقمان بن عاد، توجّه بسيارى از دانشمندان را به خود معطوف داشته است. مثلًا شيخ صدوق و شيخ مفيد، نام او را در شمار مُعمَّرين، جهت اثبات طول عمر امام مهدى عليه السلام ياد كردهاند( ر. ك: كمال الدين و تمام النعمة: ص ٥٥٩، الفصول العشرة: ص ٩٤).
شاعران و داستانسرايان عرب نيز در اين زمينه، قلمفرسايى كردهاند و از او شخصيتى افسانهاى ساختهاند، به گونهاى كه جاحظ( م ٢٥٥ ق) مىنويسد: و كانت العرب تعظم شأن لقمان بن عاد الأكبر و الأصغر و لقيم بن لقمان في النباهة و القدر و في العلم و الحكم و في اللسان و في الحلم و هذان غير لقمان الحكيم المذكور في القرآن؛ عرب، جايگاه لقمان بن عاد اكبر و اصغر و لقيم بن لقمان را در هوشمندى، منزلت، دانش، حكمت، ادب و بردبارى بزرگ مىشمارد. و اين دو، البته، غير از لقمان ياد شده در قرآن هستند( البيان و التبين: ج ١ ص ٢٣ و ١٦١).