تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ٧٦ - معناى اصطلاحى«مسند»
پرسيده شد. ايشان فرمود:
إذا حدَّثتُ الحديث فلم أسنده، فسندى فيه: أبى، عن جدّى، عن أبيه، عن جدّه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله، عن جبرئيل عليه السلام، عن اللَّه عز و جل.[١]
اگر حديثى گفتم و سندش را نقل نكردم، همانا سند من در آن، چنين است: از پدرم، از جدّم، از جدش پيامبر خدا، از جبرئيل عليه السلام، از خداوند عز و جل.
پس از آگاهى از ريشه واژه «مسند»، معناى اصطلاحى آن را بيان مىكنيم:
نزد حديث شناسان، «مُسند» در برابر «مُرسَل» و «منقطع» و ...، حديثى است كه سندش از راوى تا پيامبر خدا، پيوسته متّصل باشد.[٢] به عبارت ديگر، حديثى است كه در زنجيره اسناد آن، حلقهاى مفقود نباشد.
البته تعاريف ديگرى نيز از «مسند» توسّط بعضى دانشمندان، همچون: خطيب بغدادى، ابن عبد البرّ قُرطُبى و سيّد حسن صدر، بيان شده است.[٣]
شيوه تدوين كتابهاى مسند، متفاوت است. برخى براساس احاديث يك صحابى تنظيم شدهاند (مانند: مسند أبى بكر)، و برخى ديگر، شامل احاديث چند صحابى است كه براى هر يك، باب مستقلّى باز شده است (مانند: مسند أحمد بن حنبل).
در شيوه ديگر مسند نويسى، احاديث يكى از معصومان عليهم السلام را كنار هم آوردهاند و گاهى نيز روايات يكى از راويان معتبر را تنظيم نمودهاند كه عموماً به نام گوينده حديث يا راوى آن است (مانند: مسند الرسول الأعظم، مسند الإمام الشهيد، مسند عبد العظيم الحسنى و مسند أبى بصير).
[١]. الإرشاد، ص ٢٥٠.
[٢]. بديهى است كه نزد شيعيان، سخن امامان معصوم عليهم السلام، همچون سخن پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان سنّت شناختهمىشود و كلام آنان، حجّت است.
[٣]. جهت اطّلاع از اين تعاريف و موارد اختلاف آنها، ر. ك: مسند نويسى در تاريخ حديث، سيّد كاظم طباطبايى، ص ٣٥- ٣٩.