تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ٢٩٢ - اجازه گيرندگان از شيخ عباس قمى
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. امروز كه روز جمعه يازدهم ربيع اوّل ١٣٢٢ است، از جناب سيّد سند، عالم كامل، فاضل محدّث، نسبشناس بزرگ، درآورنده گنجهاى اخبار و زنده كننده آثار مندرس شده ... مولانا سيّد حسن بن سيّد هادى موسوى كاظمى، اجازه خواستم، و او هم به من اجازه داد، با همه شرايطى كه روايت آنها براى او جايز، و اجازه آن براى او سزاوار است، با طُرُق معدودى كه از مشايخ خود دارد.[١]
٣. اجازه سيّد ابو الحسن نقوى
شيخ آقا بزرگ تهرانى، در معرّفى وى، چنين نگاشته است:
سيّد ابوالحسن نقوى (١٢٩٨- ١٣٥٥ ق)، فرزند شمس العلماء سيّد ابراهيم بن ممتاز العلماء سيّد محمّد تقى ... نصير آبادى نقوى لكهنوى، دانشمند فقيه و مرجع تدريس و فتوا در هند.
محدّث قمى، در شوّال ١٣٣٩، از وى اجازه گرفته است. در ابتداى اجازه آمده است:
امّا بعد، با همه دورى راه و فاصلهاى كه هست، به من خبر رسيده كه حضرت عالم شامخ و منار واضح، منهج حقّ مبين و شرع متين ... حاج شيخ عبّاس قمى- كه خدايش با تأييدات خود، مؤيّد دارد- از من اجازه خواسته است ....
سپس، اجازه را به طُرُق خود مىنگارد.[٢]
اجازهگيرندگان از شيخ عباس قمى
با توجّه به شهرت شيخ عبّاس قمى و تأليفاتى از وى كه در دست بيشتر شيعيان يافت مىشود و به دليل سفرهاى متعدّدى كه به شهرهاى ايران و عراق و حجاز داشته
[١]. همان، ص ٢٥٥.
[٢]. مرحوم على دوانى، معتقد است كه آن دو اجازه قبلى به محدّث قمى، شفاهى بوده يا اگر كتبى بوده، به دست ما نرسيده است و تنها اجازه كتبى موجود، همين اجازه سيّد ابوالحسن نقوى به اوست( مفاخر اسلام، ج ١١، ص ٢٥٥ و ٢٥٩).