تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ٢٢٢ - ١ الكافى
از ميانه سده دوم تا سده پنجم هجرى، زبان عربى به مثابه زبان علم و فرهنگ جهان اسلام، شناخته شد و جامعه فارس زبان، در حوزه نگارش، تنها به زبان عربى مىنوشتند. در اوايل قرن پنجم، برخى از كتابهاى سيره به زبان فارسى برگردانده شد.[١]
اين روند، همچنان ادامه داشت، تا اين كه از سده دهم به بعد، با تثبيت قدرت دولت صفوى، ترجمه آثار اسلامى و بويژه منابع حديث به زبان فارسى به صورت يك نهضت فرهنگى درآمد و بسيارى از علماى طراز اوّل اين عصر وارد عرصه ترجمه شدند، افرادى چون: ملّا فتح اللَّه كاشانى (م ٩٨٨ ق)، علّامه محمّد باقر مجلسى (م ١١١٠ ق)، شيخ بهايى (م ١٠٣٠ ق)، جمال الدين محمّد خوانسارى (م ١١٢٥ ق)، سيّد على بن محمّد امامى اصفهانى، معروف به مترجم (م ١١٣٠ ق) و ....
با روى كار آمدن حكومت قاجار، بيشترين توجّه مترجمان، به آثار و فرهنگ غربيان معطوف شد و كتابهايى از زبانهاى انگليسى، فرانسوى، روسى و تركى به زبان فارسى ترجمه گرديد.
در دهههاى اخير، به دليل توسعه سطح علمى افراد جامعه و نيز گسترش مؤسّسات و نهادهاى علمى و فرهنگى و نياز به ارتباطات فرهنگى با ديگر ملل، گامهاى بلندترى در جهت ترجمه متون علمى زبانهاى بيگانه برداشته شده است.
در حوزه متون دينى، بخصوص حديث نيز، آثار پُر ارزشى از زبان عربى به فارسى و اخيراً به انگليسى، فرانسه، اردو و ديگر زبانها ترجمه شده كه اينك به معرّفى تعدادى از مهمترين آثار حديثى ترجمه شده در سده اخير مىپردازيم:
١. الكافى
[١].« سير ترجمه در ايران»، محسن ناجى نصر آبادى، ص ١٠٤- ١١١( به نقل از: مجلّه آينه پژوهش، ش ٦٨/ ١٣٨٠ ش).