تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ٢٠٧ - تدوين معجم ها و فهرست هاى حديثى
فصل چهارم: فعاليتهاى حديثى
تدوين معجمها و فهرستهاى حديثى
معجم، واژهاى عربى و مصدر ميمى از باب افعال، به معناى برطرف شدن ابهام از يك لغت و نقطهدار شدن حروف آن است[١] و چون با نقطهگذارى رفع ابهام و اشتباه مىشود، لذا حروف منقوط را معجم گويند. از طرف ديگر، همه حروف تهجّى را معجم خواندهاند، چون همان گونه كه با نقطه دفعِ اشتباه مىشود، با عدم نقطه نيز ازاله شبهه مىگردد.[٢]
در اصطلاح، كتابهاى معجم را مترادفِ: فرهنگ الفبايى، كتاب لغت، قاموس و ... مىشناسند؛ امّا معاجم يا فهارس حديثى، به كتابهايى اطلاق مىشود كه احاديث در آنها بر اساس: مشايخ حديث، شهرها، يا حروف تهجّى، مرتّب شده باشند.[٣]
مشهورترين معاجم در ميان اهل سنّت، المعجم الكبير، المعجم الوسيط و المعجم الصغير طَبَرانى است[٤] و در ميان شيعه، از قدما كتاب مهمّى در اين زمينه يافت نشده است؛ امّا در دهههاى اخير، آثارى چون: سفينة البحار شيخ عباس قمّى و مستدرك
[١]. المنجد، واژه« عجم».
[٢]. دانش حديث، ص ٢٨٠.
[٣]. علم الحديث، مدير شانهچى، ص ٢٢٠.
[٤]. علوم الحديث، صبحى الصالح، ص ١٢٤.