تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ١٣ - مرورى بر وضعيت سياسى - اجتماعى شيعه تا اوايل سده چهاردهم
(م ١٠٣٣ ق) و انتشار كتاب الفوائد المدنيّة ى او، قدرت اخباريان را افزايش داد و مكتب اجتهاد، سخت زير فشار قرار گرفت.
پس از سقوط اصفهان در ١١٣٥ ق، به دست محمود افغان و پراكنده شدن علما به گوشه و كنار بلاد اسلامى، هنوز حوزه علميه كربلا فعّاليت داشت و مكتب اخباريگرى به حيات خود، ادامه مىداد.
در نيمه دوم قرن دوازدهم هجرى، پيكر نيمهجان اجتهاد، دوباره جان گرفت و آية اللَّه وحيد بهبهانى، اين اصولىِ نابغه، ظهور كرد. او پس از اتمام تحصيلات خود در اصفهان، به بهبهان هجرت كرد و در مدّت سى سال، با رونق حوزه علميه آن ديار به مبارزه با افكار اخباريگرى پرداخت. پس از شنيدن خبر گسترش اين مكتب در عراق و بخصوص در كربلا، عازم آن شهر شد و با تشكيل دروس محدود و ملاقاتها و بحثهاى مكرّر با شيخ وارسته مكتب اخباريگرى، شيخ يوسف بحرانى و اقناع وى، موفّق شد سه روز به جاى او كرسى درس را در اختيار بگيرد و بيشتر شاگردان او را به سوى مسلك اجتهاد، رهنمون شود.[١]
سرانجام، اين تلاشها با همكارى شيخ يوسف بحرانى به بار نشست و به تضعيف كامل اخباريان انجاميد.[٢] كم كم، پايههاى اجتهاد، مستحكم شد و مسلك اجتهاد به دست شاگردان آية اللَّه وحيد بهبهانى چون سيّد محمّدمهدى بحرالعلوم در عراق و ميرزا ابوالقاسم قمى، معروف به ميرزاى قمى در ايران، و نيز شاگردان بحر العلوم، چون شيخ جعفر نجفى (كاشف الغطاء)، ملّا احمد نراقى و سيّد محمّد مجاهد ادامه يافت.
[١]. شيخ يوسف بحرانى در مقدمه الحدائق الناضرة مىنويسد: من، قبلًا از روش اخبارى دفاع مىكردم؛ امّا بعد از تأمل بسيار و بحثهاى فراوان با بعضى مجتهدان اصولى، به نقصان آن پى بردم و ديگر از آن دفاع نمىكنم( الحدائق الناضرة، ج ١، ص ١٦٧).
[٢]. شيخ يوسف بحرانى، در سال ١١٨٦ ق، دار فانى را وداع گفت. او وصيّت كرده بود كه آية اللَّه وحيد بهبهانى بروى نماز گزارد( فوائد رضويه، ص ٤٠٧).