تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ٧٥ - معناى اصطلاحى«مسند»
شيوههاى خاصّ تدوين احاديث
يك. مُسنَد نويسى
حديث شناسان، سلسله متّصل راويان يك حديث را كه پيوسته از يكديگر روايت مىكنند تا به معصوم عليه السلام برسد، «سند» حديث مىگويند.[١]
زمخشرى گفته است: سند به منزله ستونى است كه متن حديث، بر آن استوار است.[٢]
واژه «مسند»، اسم مفعول «سند» از باب افعال و جمع آن، «مسانيد» است. اين واژه، معانى لغوى و اصطلاحى گوناگونى دارد، از جمله: روزگار،[٣] پسر خوانده، و نيز چيزى كه به آن تكيه مىشود.[٤]
معناى اصطلاحى «مسند»
با كندكاو درباره منشأ اين واژه، ريشه آن را مىتوان در كلام معصومان عليهم السلام جستجو كرد و به احتمال بسيار، اصطلاح «مسند»، از تعابير آنان در روايات، اقتباس شده است.
سكونى، در روايتى از امام صادق عليه السلام، به نقل از اميرمؤمنان، آورده است:
إذا حَدَّثتم بحديثٍ فأسندوه إلى الذى حَدَّثَكم، فإن كان حقاً فلكم، و إن كان كِذباً فعليه.[٥]
هنگامى كه حديثى بازگو مىكنيد، آن را به گويندهاش مستند كنيد. در اين صورت، چنانچه درست بود، به سود شماست و اگر دروغ بود، بر عهده اوست.
نيز از امام باقر عليه السلام درباره حديثى كه به صورت مُرسَل و بدون سند نقل مىكنند،
[١]. نهاية الدراية، ص ١٢.
[٢]. أساس البلاغة، ص ٣١٠.
[٣]. ابن فارس، در معجم مقاييس اللغة مىگويد: از آن رو، روزگار را« مسند» گفتهاند كه پارههاى آن به همپيوسته است.
[٤]. لسان العرب، مادّه« سند».
[٥]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٦.