تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ٢٩١ - ٢ اجازه سيد حسن صدر كاظمى
نجف، در اجازه بزرگ خود، با تمجيد و تعظيم از محدّث قمى، مىگويد كه وى، از بسيارى از علماى شيعه و اهل سنّت، اجازه روايى داشته است.
اينك، خلاصهاى از سه اجازه ياد شده، بيان مىگردد.
١. اجازه ميرزا حسين نورى طَبَرسى
اين اجازه حديثى در مجموعهاى است به خطّ ميرزا حسين نورى كه بعد از فوائد الرجبيّه در يك صفحه نوشته شده و خلاصه آن، چنين است كه پس از حمد و ثناى الهى مىنويسد:
و بعد، بنده مذنب مسيئ عبّاس بن محمّد رضا قمى مىگويد: چون خدا بر من منّت نهاد كه از ايران به عراق مهاجرت كنم و در بهترينِ شهرهاى خداوند، نجف اشرف، توطّن گزينم، به ملازمت استاد اعظم و عماد اقوم ... خاتم فقها و محدّثين ... استاد ما و مولانا حاج ميرزا حسين نورى- أنار اللَّه برهانه-، رسيدم و ملازم خدمتش بودم. در خلال استفاده، از وى اجازه خواستم كه مؤلّفات علماى شيعه را به طرق پنجگانه مشهورش از استادانش به من اجازه دهد، كه از آن ميان، از همه محكمتر، اجازهاى است از شيخ انصارى، از ملّا احمد نراقى، از علّامه بحر العلوم، از شيخ يوسف بحرانى .... آن بزرگوار هم مسئول مرا اجابت نمود و اجازه داد كه مؤلّفات قديم و جديد علماى شيعه در تفسير و حديث و فقه و اصولين و غيره ... را از وى روايت كنم. اين اجازه را وى، در روز جمعه، ششم ربيع الاوّل سال ١٣٢٠ در كوفه به من مرحمت فرمود.[١]
٢. اجازه سيّد حسن صدر كاظمى
حاج شيخ عباس قمى، در صفحه اوّل نسخه خطّى كتاب الدرّ النظيم، به عربى نوشته است:
[١]. به نقل از: مفاخر اسلام، ج ١١، ص ٢٤٩.