تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ١٦٣ - يك شرح نويسى
فقه الحديث
فهم محتوا و تفسير متون حديثى، از مهمترين اركان بهرهگيرى درست از نصّ احاديث است و آنچه بر اهمّيت آن مىافزايد، طرح مباحث جديدى در تفسير متون دينى در ميان متكلّمان و فيلسوفان دينى است.
آگاهى بر اين مباحث جديد و نيز قواعد عام فهم حديث، تعارض اخبار، غريب الحديث، زمان صدور حديث، تقيّه، نقل به معنا و نسخ حديث، از لوازم اصلى فهم و تفسير متون حديثى است.
در دو سه قرن گذشته، آثار قابل توجّهى در زمينه شرح كتب حديثى و نيز علوم حديث (چون درايه به معناى عام آن)، پديد آمده و بسيار راهگشا بوده است؛ امّا با توجّه به موارد ذكر شده، نياز به پژوهشهاى جديد و مكمّل، اجتنابناپذير مىنمود.
در سالهاى اخير هم آثار قابل توجّهى در زمينه شرح متون روايى، غريب الحديث و قواعد فقه الحديث پديد آمده كه به هر بخش، جداگانه خواهيم پرداخت.
يك. شرح نويسى
شرح، در لغت به معناى پاره پاره كردن گوشت، شكافتن و توضيح مسئله، و فهماندن سخن[١] است. سابقه تاريخى شرح نويسى، به دوران افلاطون باز مىگردد، زمانى كه نظريات و گفتههاى استاد خود سقراط را شرح نمود. اسكندرِ افروديسى نيز بسيارى از كتابهاى قديم از جمله بعضى از مقالات كتاب الجدل ارسطو را شرح كرده است.[٢]
اوّلين شارحان در تاريخ اسلام، مفسّرانِ قرآن بودند و اوّلين مفسّر، شخص پيامبر صلى الله عليه و آله بود، چنانكه در قرآن كريم آمده است:
«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ.[٣]
[١]. المنجد، مادّه:« شرح».
[٢]. لغتنامه دهخدا، ذيل:« اسكندر».
[٣]. نحل، آيه ٤٤.