تاريخ حديث شيعه از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز - وفايى، مرتضى - الصفحة ١٥٣ - مرورى بر«قاموس الرجال»
تخليطات و تناقضات كَ ...، فيه نواقص و معايب كَ ....
با اين كه كتاب علّامه مامقانى رحمه الله بهترين تأليف در اين باب بوده، چرا كه مدارك و گفتههاى رجاليان را گلچين نموده و دقّت فراوانى در اين فن در نقل عبارتهاى علماى رجال نموده است، ليكن در اين كتاب، زياده گويىهاى بىفايده، مثل ...، و اشتباهات عجيب، مثل ...، و در هم ريختگى و تناقضات، مثل ...، و نواقص و معايبى، مثل ...، يافت مىشود.
علّامه براى هر يك از اين ادّعاهاى خود، نمونههايى را ذكر كرده است.
اين مجموعه چهارده جلدى كه يازده جلد آن، متن اصلى و سه جلد ديگرش ملحقات است، حاوى نام و توصيف همه كسانى است كه درباره آنها در كتابها مدح يا ذمّى وارد شده است، مگر بعضى از مهملين كه فايدهاى در بيان احوال آنها نبوده است. بنا بر اين، به نظر مؤلّف، رجوع به اين كتاب، ما را از رجوع به ديگر اصول رجالى بىنياز مىكند.
مؤلّف، در ابتداى كتاب، قبل از شروع به ذكر رجاليان و مدح و ذمّ آنها، نكاتى را كه بعضاً بسيار قابل توجّه است، در ٢٨ بخش، متذكّر شده كه عنوان «فصل» بر آنها نهاده است. اكنون به بعضى از مطالب و عناوين اين فصول، اشاره مىگردد:
در فصل سوم آمده است: همانطور كه در مانند «محمّد بن على بن الحسين بن موسى بن بابَوَيه»، نسبت دادن وى به پدرش صحيح است، نسبت دادن او به جدّ اعلايش، يعنى «بابَوَيه» نيز صحيح است؛ چون نام او (بابَوَيه) خاص است؛ امّا نسبت دادن وى به جدّش «حسين» يا پدر جدّش «موسى»، درست نيست.
در فصل هشتم آمده است: هر چيز كه در ابتدايش كلمه «أب» باشد، جزء كنيه محسوب نمىگردد؛ بلكه بايد مضاف اليهِ «أب»، انسان باشد و مواردى مثل «أبا السفاتج» يا «أبو الأكراد»، از القاب به حساب مىآيند.
فصل پانزدهم نيز درباره لفظ «شيعى» در قول اهل سنّت است كه علّامه معتقد