دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣
٥٢٠٣.امام على عليه السلام : از همنشينى با دوست بد بپرهيز ، كه دوست بد ، همنشين خود را به هلاكت مى افكند و يار خود را به نابودى مى كشاند . [١]
٥٢٠٤.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: در بيابان برهوت ، تنها شدم ؛ امّا تنهايى را بدتر از [بودن] با همنشين بد نديدم .
٥٢٠٥.امام رضا عليه السلام : ٠ با مناعت طبع ، جامه بى نيازى در پوشيدم و سرافراز ، راه رفتم ٠ ٠ با نَسناس ، [٢] انس نمى گيرم بلكه با مردمان ، انس مى گيرم ٠ ٠ هر گاه تكبّر ثروتمند را ديدم با طمع بر كندن[از او] ، بزرگى مى فروشم ٠
ب ـ نادان
٥٢٠٦.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: خردمند را به سختى زيستن با خردمندان ، بِهْ كه به خوشى زيستن با نابخردان !
٥٢٠٧.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعايش ـ: بار خدايا ! بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه در ميان خانه هاى ستمگران ، جستجو كردند و از همدلى با نادانان رميدند .
[١] و به قول شاعر : {٠ تا توانى ، مى گريز از يار بد يار بد ، بدتر بود از مار بد ٠} {٠ مار بد ، تنها تو را بر جان زند يار بد ، بر جان و بر ايمان زند . ٠}[٢] به قولى ، همان يأجوج و مأجوج است ، و به قولى : موجودى شبيه انسان . . . ولى نه از نسل آدم .