دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠
است ، زمانى كه از آن ، وحشت نداشته باشد . بر اين پايه ، چون خو گرفتن و دل بستگى و الفت يافتن نسبت به چيزى (بر خلاف نفرت و وحشت از آن) ، موجب نزديكى و نمايان شدن آن مى گردد ، «اُنس» ناميده مى شود .
اُنس ، در قرآن و حديث
در قرآن ، كلمه «اُنس» به كار نرفته است ؛ ليكن از مشتقّات آن استفاده شده است ، مانند «آنَستُم» در آيه ٦ از سوره نساء : «فَإِنْ ءَانَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَ لَهُمْ؛ اگر آنان را رشيد يافتيد، اموالشان را به خودشان بسپاريد» كه به معناى محسوس شدن و معلوم گرديدن است و مقصود ، اين است كه هنگامى كه آثار رشد فكرى در ايتام برايتان محسوس و نمايان گرديد ، اموالشان را در اختيارشان قرار دهيد . همچنين «تستأنسوا» در آيه ٢٧ از سوره نور : «لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُواْ» كه به معناى انجام دادن كارى كه موجب اُنس و آشنايى است استعمال شده است و مقصود ، آن است كه سرزده وارد خانه ديگران نشويد . امّا در احاديث اسلامى ، كلمه «اُنس» و مشتقّات آن ، فراوان به كار رفته و ره نمودهاى بسيار ارزنده و آموزنده اى در مورد آنچه شايسته اُنس و دل بستگى است و آنچه شايسته دل بستگى نيست ، ارائه شده است ؛ اما پيش از ملاحظه متن اين ره نمودها ، توجّه به اين نكات ، نيكوست :
١ . نياز انسان به اُنس
نخستين نكته قابل تأمّل ، اين است كه نياز نداشتن به اُنس و اَنيس ، ويژه خداوند