دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩
و ـ دعا
٥١٩٤.امام صادق عليه السلام : مردى در مدينه به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله درآمد و گفت: بار خدايا ! براى منِ بى كس ، همدلى قرار ده و از تنهايى ام به در آر و همنشين شايسته اى روزى ام كن . در اين هنگام ، مردى را در انتهاى مسجد ديد و به او سلام كرد و گفت: تو كيستى ، اى بنده خدا؟ گفت: ابو ذرم . مرد گفت: اللّه أكبر ، اللّه أكبر . ابو ذر گفت: چرا تكبير مى گويى ، اى بنده خدا؟ گفت: وارد مسجد كه شدم ، دعا كردم خداوند عز و جل مرا از بى كسى نجات دهد و از تنهايى به درم آورد و همنشين شايسته اى روزى ام كند . ابو ذر گفت: من بايد تكبير بگويم ، اگر آن همنشين ، من باشم؛ زيرا از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد: «من و شما در روز قيامت بر روى تُرعه اى [١] هستيم ، تا آن گاه كه كار حسابرسى مردم به پايان رسد» . اى بنده خدا برخيز [و برو] كه سلطان ، [٢] همنشينى با مرا قدغن كرده است .
٢ / ٥
آسيب هاى اُنس گرفتن
٥١٩٥.امام على عليه السلام : بداخلاقى ، آدمى را بى كس و تنها مى كند و انس گيرى را از بين مى برد .
٥١٩٦.امام على عليه السلام : كسى كه بداخلاق باشد ، يار و رفيقش از او بيزار مى شوند .
٥١٩٧.امام على عليه السلام : كسى كه اخلاقش بد باشد ، بى دوست و رفيق ماند .
[١] تُرعه: باغى كه روى بلندى و تپّه اى ساخته شده باشد ؛ پلكان ؛ در ؛ دريچه .[٢] مقصود ، عثمان بن عفّان است .