دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٩
... غَرَضِ الأَسقامِ ... حَليفِ الهُمومِ و قَرينِ الأَحزانِ و نُصُبِ الآفاتِ . [١] ... در تيررس بيمارى ها... هم پيمان غصّه ها ، همنشين اندوه ها ، و ملازم آسيب هاست . انسان در اين جهان ، گرفتار انواع آسيب هاى غير قابل پيشگيرى و غم و غصّه هاى ناشى از آن است . از اين رو در حكمت هاى منسوب به امام على عليه السلام آمده كه وقتى ايشان شنيد كه مردى براى دوستش دعا مى كند كه غم و گرفتارى نبيند، فرمود : إنَّما دَعَوتَ لَهُ بِالمَوتِ لِأَنَّ مَن عاشَ فِى الدُّنيا لابُدَّ أن يَرَى المَكروهَ . [٢] تو در واقع ، براى مرگش دعا كردى ؛ زيرا هر كه در دنيا زندگى مى كند ، به ناچار ، گرفتارى مى بيند . آفتِ همه آرزوها مرگ است كه هيچ چاره اى ندارد و هيچ كس نمى تواند از آن پيشگيرى كند : آفَةُ الآمالِ حُضورُ الآجالِ . [٣] آفت آرزوها، وجود [هميشگى] اجل هاست . به سخن ديگر ، بخشى از آسيب هاى زندگى ، تقدير غير قابل تغيير زندگى اند ، در اين موارد ، از انسان براى پيشگيرى از آنها كارى ساخته نيست ، چنان كه از امام على عليه السلام روايت شده :
[١] . ر . ك : ص ٣٤٤ ح ٥٥٣٣ .[٢] . شرح نهج البلاغة : ج ٢٠ ص ٢٨٩ ح ٣٠١ .[٣] . غرر الحكم : ح ٣٩٥٩ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ١٨١ ح ٣٧١٢ .