دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٤
است و لذا در تفسير اين سخن خداوند متعال : «هَلْ أَتَى عَلَى الْاءِنسَـنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْـئا مَّذْكُورًا؛ [١] آيا انسان را آن هنگام از روزگار [ به ياد] مى آيد كه چيزى در خور ياد نبود ؟» ، از امام باقر عليه السلام روايت شده كه مى فرمايد : كانَ مَذكورا فِي العِلمِ و لَم يَكُن مَذكورا فِى الخَلقِ . [٢] در علم [ خدا] ياد شده بود ؛ ولى در ميان آفريده ها قابل ياد نبود . اين سخن ، نشان مى دهد كه انسان ، پيش از وجود خارجى در علم خداوند ، موجود و به صورت وجود علمى ، براى خداى متعال ، معلوم بوده و در پى اراده او از عالَم علم به عالَم عين ، منتقل شده و وجود خارجى يافته است . همچنين ، آيات ميثاق [٣] دلالت بر وجود انسان قبل از نشئه دنيا دارند ؛ بلكه آيه «وَ إِن مِّن شَىْ ءٍ إِلَا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلَا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ؛ [٤] هيچ چيزى نيست ، مگر اين كه مخازن آن ، در نزد ماست و فقط آن را به اندازه ، فرو مى فرستيم» ، مشعر بدين معناست كه همه موجودات دنيوى ، پيش از نشئه دنيا از نوعى وجود ، برخوردار بوده اند .
٤ . آفرينش مُلكى انسان
پيش از اين در تعريف انسان ، اشاره كرديم كه انسان ، موجودى است دو بُعدى و مركّب از جسم و روح الهى ، يا تركيبى است از عقل و صورت ، يا عقل و شهوت ، و يا عالم بالا و عالم پايين .
[١] انسان : آيه ١ .[٢] ر . ك : ص ١٠٤ ح ٥٢٦٣ .[٣] اعراف : آيه ١٢٧ ، يس : آيه ٦٠ .[٤] حجر : آيه ٢١ .