دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣
كند ، اُنس او با حضرت حق ، بيشتر مى گردد و به آرامش بيشترى دست مى يابد ، چنان كه قرآن ، تأكيد مى فرمايد : «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . [١] بدانيد كه با ياد خدا، دل ها آرام مى گيرند» . دوم ؛ پرهيز از مصاحبت با اهل غفلت ، كه آفت ذكر و اُنس با خداست . بدين جهت ، كسى كه مى خواهد با خدا مأنوس باشد ، بايد از معاشرت با انسان هاى غافل ، جدّا اجتناب كند ؛ چرا كه انس با خدا ، با الفت با انسان هاى غافل ، در تضاد است ، چنان كه از امام على عليه السلام روايت شده است : كَيفَ يَأنِسُ بِاللّه ِ مَن لا يَستَوحِشُ مِنَ الخَلقِ ؟! [٢] چگونه با خدا مأنوس مى شود كسى كه با بندگان ، قطع رابطه نكرده است ؟! بى ترديد ، مقصود از «خَلق» در اين حديث و احاديث مشابه ، ذاكران (يادكنندگان خدا) نيستند ؛ زيرا معاشرت با اهل ذكر ، خود ، عاملى مستقل براى ياد خدا كردن و اُنس گرفتن با اوست ؛ [٣] بلكه مقصود ، اجتناب از معاشرت با مردم غافل است . سوم ، استمداد از خداوند متعال . اهل بيت عليهم السلام خود ، مكرّر از خدا اين تقاضا را داشته اند كه «اللّهُمَّ اجعَلنا ... آنِسينَ بِكَ» [٤] يا «آنِسني بِكَ يا كَريمُ» [٥] يا «واجعل
[١] . رعد : آيه ٢٨ .[٢] . ر . ك : ص ٢٨ ح ٥١٥٧ .[٣] ر . ك : ص ٤١ (كسانى كه شايسته اُنس گرفتن اند) .[٤] . ر . ك : ص ٣٠ ح ٥١٦١ .[٥] . ر . ك : ص ٣٢ ح ٥١٦٥ .