قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨١ - امكان تغيير سرنوشت
طبعاً مقصود، آن رشته از سرنوشت هاست كه روز نخست به عنوان سرنوشت غير قطعى تعيين شده اند در اين صورت دگرگون كردن آنها، بى دليل و بى جهت نخواهد بود; هرگاه اين دگرگونى مربوط به سرنوشت ما باشد، بايد به وسيله خود ما، كه همان اعمال نيك و بد ماست، دگرگون گردد و بس، و اين، همان حقيقتى است كه درباره آن دانشمندان به تفصيل سخن گفته اند.
هدف از پافشارى درباره امكان دگرگون ساختن سرنوشت، ردّ منطق يهود است كه براى جهان و بشر، بيش از يك تقدير قائل نبودند و به اصطلاح قرآن، خدا را دست بسته معرفى مى كردند و قدرت او را محدود مى ساختند. نتيجه انتشار چنين اعتقادى جز استيلاى يأس و نوميدى بر بشر چيز ديگرى نيست، در صورتى كه اعتقاد به «بداء» و اين كه قسمتى از تقديرات انسان دگرگون شدنى است، اميد و نشاط مى آفريند و سبب مى شود آدمى به كار خير بپردازد و به راه خير گام بگذارد.
همان طور كه تشريع «توبه» و «شفاعت» موجب بازگشت گروه هاى گناه كار به راه خير و سعادت است وانكار اين دو موضوع تعداد گناه و گناه كاران را مى افزايد; زيرا لازمه آن اين است كه كسى كه در آغاز بلوغ دست به گناه زد ديگر راه بازگشت براى او نخواهد بود. هم چنين تشريع «بداء» و اين كه انسان مى تواند تقديرى را با عملى دگرگون سازد و سرنوشت ديگرى را جاى گزين آن سازد، وسيله گسترش اميد در بسيارى از طبقات است، كه پاسى از عمر خود را در گناه و آلودگى يا ذلت و زبونى صرف كرده اند و به جهت اهميت آن بود كه تمام پيامبران آسمانى مأمور بودند به حقيقت «بداء» اعتراف كنند.[١]
[١] اصول كافى، ج١، ص ١٤٧ـ ١٤٨، ح٣ و ٥. چنان كه مى فرمايد:«ما بعث اللّه نبيّاً إلاّ بتحريم الخمر وأن يقرّ للّه بالبداء».