قرآن و اسرا آفرينش(تفسير سوره رعد) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٠ - امكان تغيير سرنوشت
مسأله در محيط هاى دور از غرض و جنجال مطرح گردد، هيچ فرد خداپرستى نمى تواند آن را انكار كند; به عبارتى روشن تر، هرگاه در مسأله تقدير از منطق يهود پيروى كنيم و بگويم براى انسان يك تقدير بيش نيست و آن چه از روز نخست مقدر شده است، حتماً بايد انجام بگيرد و دگرگونى در آن ممكن نيست در اين موقع مسأله «بداء» كه حقيقت آن دگرگون ساختن سرنوشت با اعمال نيك و بد است، بى مورد خواهد بود. هم چنين اگر از نظر غرب زدگان پيروى كنيم و اصولاً تأثير دعا و اعمال نيك و يا بد را در دگرگون ساختن تقدير منكر شويم و تنها ديده خود را به علل طبيعى و مادى بدوزيم، در اين صورت، مسأله «بداء» موضوعيتى پيدا نمى كند. ولى هرگاه هر دو منطق را واهى شناخيتم ناچار بايد براى بشر، دو نوع سرنوشت معتقد شويم:
١. سرنوشتى قطعى و حتمى كه به هيچ نحو قابل دگرگونى نيست.
٢. سرنوشتى كه با اعمال ما دگرگون مى شود و سرنوشت ديگرى جاى آن را مى گيرد. در اين موقع مسأله «بداء»، كه يكى از معارف مهم اسلام است و ريشه قرآنى دارد و از ميان ملل اسلامى تنها يك گروه به حقيقت اين مسأله پى برده اند، جلوه تازه اى خواهد نمود. قرآن مجيد مى فرمايد: (يَمْحُوا اللّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ); «خدا هر چه را بخواهد محو مى كند و يا ثابت و استوار نگاه مى دارد و پيش اوست ام الكتاب (لوح محفوظ)». اين لوح محفوظ ريشه تمام مقدرات به حساب مى آيد.
اكنون بايد بدانيم آن رشته از تقديرها را كه خداوند نابود مى كند و يا ثابت نگاه مى دارد كدام است؟ آيا خداوند تقديرهاى قطعى و حتمى را دگرگون مى سازد، اين فرض كه قابل قبول نيست; زيرا با فرض قطعى و حتمى بودن دگرگونى، معنا ومفهومى ندارد.